|
18 ارديبهشت
1387,ساعت
06:03:26 |
|
همفکري، مشارکت و ارج نهادن به کارهاي گروهي موجب ميشود تا امور به وجه بهتري انجام شود. اگر سازمانها خواهان نيل به چنين نتيجهاي هستند ناگزير بايستي در پي ايجاد انگيزه و جلب مشارکت کارکنان خود برآيند و اين مهم زماني ميسر ميشود که باور داشته باشند انسانها در فرايند کار، نه ابزار و وسيله بلکه عاملي مؤثر در تحقق اهداف سازمان هستند.امروزه نظامهاي مديريتي به عنوان نرمافزارهاي فناوري و ابزارهاي اصلي فرايند توسعه محسوب ميشوند. بر اين اساس نظريههاي پيشرفته، منابع انساني را از عوامل زيربنائي در فرايند توسعه ميشناسند و هرگونه توفيق در فرايند توسعه پايدار را مشروط به توفيق در توسعه منابع انساني ميدانند، از اين رو اهميت و ضرورت توجه به نظامهاي مديريتي توسعهدهنده منابع انساني جايگاه ويژهاي خواهند يافت.يکي از نظامهاي مديريتي پويا و سازنده که نقش مهمي در توسعه منابع انساني و در نتيجه در فرايند توسعه کلي کشور دارد نظام مديريت مشارکتي است.
اين نظام مديرتي به عنوان يک نظام مطلوب و کارآمد هم از لحاظ نظري و هم در عمل از جايگاه مناسبي در بسياري از کشورهاي جهان برخوردار است. در واقع نظام مديريت مشارکتي، نظام همکاري فکري و علمي کارکنان يک سازمان با سطوح مختلف مديريتي آن سازمان است. در اين نظام کليه افراد سازمان درباره روشهاي حل مسائل و ارتقاي بهرهوري سازمان فعالانه انديشيده، حاصل آن را در قالب طرحها و پيشنهادها به سازمان ارائه ميکنند. بدين طريق يک نظام همفکري و همانديشي براي رسيدن به اهداف سازمان به وجود ميآيد و مديريت سازمان از گنجينه طرحها، انديشهها و راهحلها برخوردار شده و براي نيل به اهداف سازماني از آنها بهره ميجويد. در اين نظام براي خلاقيتهاي کليه اعضاي سازمان ارزش شايسته قائل شده و در تصميمگيريها از آنها استفاده ميشود. وجود و جريان اين نظام نتايج و پيامدهاي مثبت و مطلوب متعددي از جمله افزايش سطح انگيزش، رضايت، بهداشت رواني و خلاقيت و نوآوري کارکنان را در بر خواهد داشت. |
|
تاريخ بروز رساني ( 10 دي
1387,ساعت
13:04:12 )
|